ميرزا محمد حيدر دوغلات

537

تاريخ رشيدى ( فارسي )

عشر و تسعمايه 662 به مرگ طبيعى مرد . پسرش سليمان شاه ميرزا امروز در بدخشان پادشاه است اما از اديك سلطان ، اين خانيم را دو دختر شد ، كلانتر را به عبد اللّه سلطان پسر كوجوم خان دادند و در همان اوان نماند و از وى خردتر به رشيد ( 253 پ ) سلطان در همين ايام دادند كه مشروح خواهد شد . اين سلطان نگار خانيم را بعد از مردن اديك سلطان ، قاسم خان كه برادر اديك سلطان بود گرفت . بعد از مردن قاسم خان ، خانى به طاهر خان رسيد . طاهر خان پسر اديك سلطان است . خانيم را بسيار عزيز مىداشت چندانكه بر مادر زايده مرجح مىدانست . خانيم از وى منت داشت و درخواست نمود كه هرچند كه تو مرا فرزندى و با وجود تو مرا فرزند ديگر ياد نمىآيد و آرزو نمىكند اما مسنّه شده‌ام و قوت مرور مفازات اوزبكستان از من ساقط شده است . مىخواهم كه پيش برادرزاده‌ام كه سلطان سعيد خان باشد مرا برسانى تا در آخر عمر در شهر اقامت نمايم و آسوده پاى امانى در دامن امن كشيده فروكش نمايم . مع هذا تو را در اوزبكستان از جهت منگيت كارى متمشى نمىشود و از تعارض ايشان 663 لشكرت ده لك 664 بود به چهار لك رسيد و تو را قوت مقاومت ايشان نمانده . من در ميان باشم به خواقين مغول تو را نوعى سازم كه مصادقت در ما بين پديد آيد و نوعى شود كه از آسيب منگيت « 1 » 665 بر كنار باشى ، به مهم تو انسب خواهد بود . اين معنى طاهر خان را موافق افتاد و به حدود مغولستان آمد و طرح آشتى انداخت . خود به قوچقار آمد و خان را ملازمت كرد . خان از براى خاطر عمه بزرگواره 666 به طاهر خان برخاست و فرمود كه هرچند برخاستن من براى تو خلاف توره است اما براى آنكه عمه بزرگواره را به من رسانيدى به منت براى تو مىتوان برخاست . خان برخاست و او به قاعدهء معهود خود سر زده 667 آمده و دريافت . خان او را به انواع اصطناعات خسروانه مستظهر گردانيده و به صنوف عواطف انعامات مسرور گردانيد و خواهر او را كه دختر خانيم باشد به رشيد سلطان نسبت كردند . اين زمان در حرم اوست و فرزندان دارد و احوال هر يك در محلش مسطور گردد .

--> ( 1 ) . نب : ميگفت .